How can we help?

You can also find more resources in our Help Center.

Study sets matching "english farsi"

Study sets
Classes
Users

Study sets matching "english farsi"

10 terms
Farsi to English
من
تو
او
ان
I
you
he/she
it
من
I
تو
you
1,470 terms
English Farsi
abandon
desert
keen
sharp
ترك گقتن، واگذار كردن، تسليم شدن، رهاكردن، تبعيد كردن، واگذار…
:)n. & adj.(بيابان ، دشت ، صحرا ، شايستگي ،استح استحقاق ، سزا…
تيزكردن ،شديدبودن ، شديدكردن،نوحه سرائيكردن ،تيز تيز ، پرزور،…
تيز، هشيار،
abandon
ترك گقتن، واگذار كردن، تسليم شدن، رهاكردن، تبعيد كردن، واگذار…
desert
:)n. & adj.(بيابان ، دشت ، صحرا ، شايستگي ،استح استحقاق ، سزا…
10 terms
Farsi To English
شركت سهامي عام
مجمع عمومی سالانه
تلفیقی
مجتمع عظیم
Public Corporation
Annual General Meeting
Consolidated
Conglomerate
شركت سهامي عام
Public Corporation
مجمع عمومی سالانه
Annual General Meeting
43 terms
english to farsi
hello mister, how can I help you?
sorry, my name is husangi, Reza husangi
aha yes, this telephone is for you
but
salam aqa, befarmayid?
bebaxsid, man husangi hastam. Reza husangi
aha yes, in telefon baraye somast
amma
hello mister, how can I help you?
salam aqa, befarmayid?
sorry, my name is husangi, Reza husangi
bebaxsid, man husangi hastam. Reza husangi
70 terms
Farsi----)English
Late
City
Refrigerator
Why
دیر
شهر
یخچال
چرا
Late
دیر
City
شهر
10 terms
Home (English to Persian-Farsi)
home
bed room
living room
dining room
خانه
اتاق خواب
اتاق نشيمن
اتاق غذا خورى
home
خانه
bed room
اتاق خواب
13 terms
Animals(English to Persian-Farsi)
horse
sheep
cow
lion
اسب
كوسفند
كاو
شير
horse
اسب
sheep
كوسفند
18 terms
Sport (English to Persian-Farsi)
soccer
football
volleyball
baseball
فوتبال
فوتبال امريكايي
واليبال
بيسبال
soccer
فوتبال
football
فوتبال امريكايي
24 terms
Farsi - English 3.3 Vocabulary
graduate
graduation
professor; instructor
to come; to arrive
فارغ التحصیل
فارغ التحصیلی
استاد / اساتید
آمدن / آ
graduate
فارغ التحصیل
graduation
فارغ التحصیلی
37 terms
Farsi - English 2.2 Vocabulary
election
election campaign
election candidate
election result
انتخابات
مبارزه انتخاباتی
نامزد انتخاباتی
نتیجه ی انتخابات
election
انتخابات
election campaign
مبارزه انتخاباتی
32 terms
Farsi - English 4.3 Vocabulary
Armenia
cooperation; collaboration
cubic meter
customs
ارمنستان
همکاری
متر مکعب
گمرک
Armenia
ارمنستان
cooperation; collaboration
همکاری
20 terms
Fruit (English to Persian -Farsi)
banana
apple
watermelon
mango
موز
سيب
هندوانه
انبه
banana
موز
apple
سيب
38 terms
Farsi (English Transliteration)
I
You
He
We
to
Shoma
u
u
I
to
You
Shoma
42 terms
Farsi - English 2.3 Vocabulary
question; asking; inquiry
to research; to investigate
opponent; against
government
پرسش
تحقیق کردن / تحقیق کن
مخالف/ مخالفان
حکومت
question; asking; inquiry
پرسش
to research; to investigate
تحقیق کردن / تحقیق کن
54 terms
Farsi - English 2.1 Vocabulary
political
politics; diplomacy; policy
discussion
discussion
سیاسی
سياست
بحث
گفتگو
political
سیاسی
politics; diplomacy; policy
سياست
24 terms
Farsi - English 2.2 Countries
America
American
Canada
Canadian
آمریکا
آمریکایی
کانادا
کانادایی
America
آمریکا
American
آمریکایی
46 terms
Farsi - English 3.2 Vocabulary
carpet
carpet
kilim (the Persian gelim)
decorative flowers
فرش
قالی
گلیم
گل های تزیینی
carpet
فرش
carpet
قالی
23 terms
Farsi - English 4.2 Vocabulary
Mohammad (the Prophet of Islam)
respectable; dear; valued; eminent
fellow citizen
meeting; session; gathering
محمد
ارجمند
هموطن / هموطنان
جلسه / اجلاس
Mohammad (the Prophet of Islam)
محمد
respectable; dear; valued; eminent
ارجمند
40 terms
Farsi - English 4.3 Dialogues
apply, to; take action, to; act, to
army; the military; armed forces
bank account
biology
اقدام کردن / اقدام کن
ارتش
حساب بانکی
زیست شناسی
apply, to; take action, to; act, to
اقدام کردن / اقدام کن
army; the military; armed forces
ارتش
587 terms
Farsi-English Vocab & Phrases
100 students
25 passengers
absent
acceptable
sad ta daneshju صد تا دانشجو
bist o panj mosafer بیست و پنج مسافر
ghayeb غایب
rava روا
100 students
sad ta daneshju صد تا دانشجو
25 passengers
bist o panj mosafer بیست و پنج مسافر
17 terms
English - Farsi Vocab 3
weather
home country
home
holiday food
ҳаво
ватан
хона
ҳалво
weather
ҳаво
home country
ватан
13 terms
english to farsi sabrina :/
Hi
how are you?
Can you speak english?
I am from afghanistan.
سلام
شما چطور هستین؟
آیا تو میتونی انگلیسی صحبت کنی؟
من از افغانستان هستم.
Hi
سلام
how are you?
شما چطور هستین؟
587 terms
Farsi-English Vocab & Phrases
100 students
25 passengers
absent
acceptable
sad ta daneshju صد تا دانشجو
bist o panj mosafer بیست و پنج مسافر
ghayeb غایب
rava روا
100 students
sad ta daneshju صد تا دانشجو
25 passengers
bist o panj mosafer بیست و پنج مسافر
738 terms
Farsi-English Vocabulary & Phrases
unclear
Dara
car
last year
tar تار
dara دارا
mashin ماشین
par sal پارسال
unclear
tar تار
Dara
dara دارا
30 terms
TOEFL Words Lesson 1 & 2 (English - Farsi)
abroad (adv)
abrupt (adj)
acceptable
acclaim (n)
خارج از کشور ، در خارج
ناگهانی ، غیرمنتظره
قابل قبول ، پذیرفتنی
تشویق ، استقبال
abroad (adv)
خارج از کشور ، در خارج
abrupt (adj)
ناگهانی ، غیرمنتظره
24 terms
504 Words Lesson 1 & 2 (English - Farsi)
abandon
keen
jealous
tact
دست کشیدن از ، ترک کردن ، رها کردن
تیز ، مشتاق ، شدید ، حساس
حسود
تدبیر ، کاردانی ، خوش زبانی
abandon
دست کشیدن از ، ترک کردن ، رها کردن
keen
تیز ، مشتاق ، شدید ، حساس
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 37
Sojourn
Servile
Confront
Volition
اقامت کردن ، اقامت
برده وار ، پست ، مربوط به خدمتکاران
روبروکردن ، مواجه شدن با
خواست ، اراده ، انتخاب ، اختیار
Sojourn
اقامت کردن ، اقامت
Servile
برده وار ، پست ، مربوط به خدمتکاران
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 20
Nebulous
Reviled
indict
Pesky
مبهم ، گنگ ، نامشخص ، مغشوش ، کدر
منفور ، نفرت انگیز
اعلام جرم کردن علیه ، کیفرخواست صادر کردن
مزاحم ، موذی ، ناخوشایند
Nebulous
مبهم ، گنگ ، نامشخص ، مغشوش ، کدر
Reviled
منفور ، نفرت انگیز
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 46
Burgeon
Ascertain
Disseminate
Dormant
شکفتن ، شکوفا شدن ، رونق گرفتن ، جوانه زدن
پی بردن به ، دریافتن ، فهمیدن ، معلوم کردن ، تحقیق کردن
منتشر کردن ، پراکندن ، گسترش دادن ، پاشیدن
خاموش ، غیرفعال ، نهفته ، خواب ، معلق
Burgeon
شکفتن ، شکوفا شدن ، رونق گرفتن ، جوانه زدن
Ascertain
پی بردن به ، دریافتن ، فهمیدن ، معلوم کردن ، تحقیق کردن
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 28
Propinquity
Vulnerable
Cacophony
Exploit
نزدیکی ، همسایگی ، همجواری ، خویشاوندی ، همخونی
آسیب پذیر ، دستخوش ، بی دفاع
آواها ، ناهمگونی ، بدآوایی ، ناموزونی ، ناهماهنگی
بهره برداری کردن از ، سوء استفاده
Propinquity
نزدیکی ، همسایگی ، همجواری ، خویشاوندی ، همخونی
Vulnerable
آسیب پذیر ، دستخوش ، بی دفاع
24 terms
504 Words Lesson 7 & 8 (English - Farsi)
postpone (v)
Consent
massive
Capsule
به تاخیر انداختن ، موکول کردن
موافقت کردن ، رضایت دادن
حجیم ، سنگین ، بزرگ
کپسول
postpone (v)
به تاخیر انداختن ، موکول کردن
Consent
موافقت کردن ، رضایت دادن
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 11
Poignant
Garbled
Fruitless
inundate
سوزناک ، اندوهناک ، عمیق ، شدید
تحریف شده ، آشفته ، نامعلوم
بی نتیجه ، بی ثمر ، بی بار
غرق کردن ، زیر آب بردن ، اشباع کردن
Poignant
سوزناک ، اندوهناک ، عمیق ، شدید
Garbled
تحریف شده ، آشفته ، نامعلوم
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 39
Saga
imperturbable
Belated
Decrepit
داستان بلند ، سرگذشت ، ماجرا ، قصه دراز
آرام ، خونسرد ، بی تشویش
بی موقع ، دیرشده ، با تاخیر ، به تاریکی افتاده
سالخورده ، از کار افتاده ، پوسیده ، مخروبه
Saga
داستان بلند ، سرگذشت ، ماجرا ، قصه دراز
imperturbable
آرام ، خونسرد ، بی تشویش
24 terms
504 Words Lesson 1 & 2 (English - Farsi)
abandon
keen
jealous
tact
دست کشیدن از ، ترک کردن ، رها کردن
تیز ، مشتاق ، شدید ، حساس
حسود
تدبیر ، کاردانی ، خوش زبانی
abandon
دست کشیدن از ، ترک کردن ، رها کردن
keen
تیز ، مشتاق ، شدید ، حساس
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 40
Clique
Rhetoric
Facile
Extol
دار و دسته ، فرقه ، گروه ، باند ، جرگه
بلاغت ، سخنوری ، فصاحت ، بدیع ، لفاظی
راحت ، فصیح ، روان ، سطحی
تحسین کردن ، تعریف کردن ، تمجید کردن
Clique
دار و دسته ، فرقه ، گروه ، باند ، جرگه
Rhetoric
بلاغت ، سخنوری ، فصاحت ، بدیع ، لفاظی
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 23
Maladjusted
Heterogeneous
perspicacious
Analogous
نامیزان ، کج ، ناسازگار
ناهمگون ، ناجور ، نامتشابه ، نامتجانس
زیرک ، با بصیرت ، تیزبین ، نکته سنج
شبیه ، مانند ، قابل قیاس ، هم تراز
Maladjusted
نامیزان ، کج ، ناسازگار
Heterogeneous
ناهمگون ، ناجور ، نامتشابه ، نامتجانس
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 3
Wrest (sth from sb/sth)
Lackluster
Caustic
Loathe
به زور گرفتن ، از چنگ کسی بیرون کشیدن
خسته کننده ، بی روح ، ملال آور ، بی نور
نیشدار ، طعنه آمیز ، زننده ، تلخ
متنفر بودن ، بیزار بودن ، انزجار داشتن
Wrest (sth from sb/sth)
به زور گرفتن ، از چنگ کسی بیرون کشیدن
Lackluster
خسته کننده ، بی روح ، ملال آور ، بی نور
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 25
Eruption
Puny
Debris
Awesome
فوران ، طغیان ، شروع ، شیوع ، غلیان
کم اهمیت ، ضعیف ، نحیف
آثار ، بازمانده ، بقایا ، خاکسترها
حیرت آمیز ، بهت انگیز ، مهیب ، محشر ، عالی
Eruption
فوران ، طغیان ، شروع ، شیوع ، غلیان
Puny
کم اهمیت ، ضعیف ، نحیف
24 terms
504 Words Lesson 3 & 4 (English - Farsi)
typical
minimum
Scarce
annual
معمولی ، عادی ، نمونه
حداقل
کمیاب ، نایاب
سالانه
typical
معمولی ، عادی ، نمونه
minimum
حداقل
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 14
Nettle
Aspire
inveigh (against)
Overt
رنجاندن ، آزردن ، عصبانی کردن
آرزو کردن ، طلبیدن
به باد انتقاد گرفتن ، ناسزا گفتن ، به شدت اعتراض کردن
علنی ، آشکار ، معلوم
Nettle
رنجاندن ، آزردن ، عصبانی کردن
Aspire
آرزو کردن ، طلبیدن
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 16
Cursory
indigenous
interloper
Habitat
شتابزده ، سرسری ، اجمالی
بومی ، ذاتی ، طبیعی
مزاجم ، فضول
زیستگاه ، محل سکونت ، بوم
Cursory
شتابزده ، سرسری ، اجمالی
indigenous
بومی ، ذاتی ، طبیعی
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 17
Fallacious
Consummate
Concoct
Perpetrate
فریبنده ، گمراه کننده ، اشتباه ، مبالغه آمیز
بی عیب ، تمام عیار ، ماهر ، به اوج رساندن ، کامل کردن
سرهم کردن بهانه ، داستان تراشیدن ، جعل کردن ، از خود درآوردن
مرتکب شدن ، دست زدن
Fallacious
فریبنده ، گمراه کننده ، اشتباه ، مبالغه آمیز
Consummate
بی عیب ، تمام عیار ، ماهر ، به اوج رساندن ، کامل کردن
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 19
Strife
Profligate
Legion
Coup
نزاع ، دعوا ، درگیری ، کشمکش
اسراف کارانه ، بی رویه ، بی حیا ، بی شرم ، وقیحانه
لشگر ، انبوه ، گروه کثیر ، متعدد ، بسیار
کودتا ، اقدام قاطع ، حمله ناگهانی
Strife
نزاع ، دعوا ، درگیری ، کشمکش
Profligate
اسراف کارانه ، بی رویه ، بی حیا ، بی شرم ، وقیحانه
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 15
Complicity
Liquidation
Culpable
Recant
همدستی ، تبانی
کشتن ، قتل ، سر به نیست کردن ، تسویه حساب
مقصر ، مجرم
پس گرفتن ، انکار کردن ، توبه کردن ، استغفار کردن
Complicity
همدستی ، تبانی
Liquidation
کشتن ، قتل ، سر به نیست کردن ، تسویه حساب
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 7
implacable
Jurisdiction
Paroxysm
Skirmish
سازش ناپذیر ، سرسخت ، ریشه دار
حق قضاوت ، اختیار قانونی
طغیان ، هجوم ، حمله ناگهانی
کشمکش ، درگیری ، زد و خورد
implacable
سازش ناپذیر ، سرسخت ، ریشه دار
Jurisdiction
حق قضاوت ، اختیار قانونی
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 22
Juxtapose
incompatibility
Cope (with)
Plight
کنارهم کشیدن ، پیش هم گذاشتن
ناسازگاری ، مغایرت ، تضاد ، ناهماهنگی
از عهده برآمدن ، به رقابت برخاستن با
مخمصه ، گرفتاری ، بدبختی
Juxtapose
کنارهم کشیدن ، پیش هم گذاشتن
incompatibility
ناسازگاری ، مغایرت ، تضاد ، ناهماهنگی
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 26
Hostile
Prevalent
Lethargic
Paramount
دشمن ، ناسازگار ، خشمگین ، خصمانه
رایج ، متداول ، شایع
بیحال ، سست ، خسته ، خواب آلوده ، توام با خستگی
فوق العاده مهم ، بسیار زیاد ، رشد ، عالی مقام
Hostile
دشمن ، ناسازگار ، خشمگین ، خصمانه
Prevalent
رایج ، متداول ، شایع
20 terms
1100 Words (English - Farsi) - Part 27
Array
Culminate (in/with)
Pinnacle
Ardent
صف ، عرضه ، نمایش ، مجموعه ، آرایش
به اوج خود رسیدن ، منجر شدن به ، منتهی شدن به
نوک قله ، اوج ، نقطه اوج
مشتاق ، خونگرم ، پرشور
Array
صف ، عرضه ، نمایش ، مجموعه ، آرایش
Culminate (in/with)
به اوج خود رسیدن ، منجر شدن به ، منتهی شدن به
24 terms
504 Words Lesson 3 & 4 (English - Farsi)
typical
minimum
Scarce
annual
معمولی ، عادی ، نمونه
حداقل
کمیاب ، نایاب
سالانه
typical
معمولی ، عادی ، نمونه
minimum
حداقل
24 terms
504 Words Lesson 5 & 6 (English - Farsi)
tradition
rural
Burden
Campus (n)
سنت ، رسم
روستایی
بار سنگین ، بار مسئولیت
محوطه دانشگاه
tradition
سنت ، رسم
rural
روستایی
1 of 10